حرف شب
"...به پرسه توی حیاتطو بحث های تکراری به این نفس کشیدن سنگین و تلخ واجباری
نمیدانی میان آشفته بازار ذهن .. مابین كش مكش های عقل و احساس .. "دلتنگ تو شدن" .. چه حس عجیبی دارد! گرفتی ازم زندگیمو ولی عاشقم گرفتی ازم زندگیمو ولی عاشقم نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام دانلود اهنگ زیبای "لباس نو" از محسن چاوشی: این چه دنیایست چه سردرگمی چه پریشانی چرا همیشه دلتنگی؟ تقصیر ماست؟ یا که دنیا اینجوریست؟ چرا همیشه به فکر از دست رفته هایمان هستیم؟ یا فکر انهایی که از دستشان می دهیم؟ یا فکر انهایی که از دستمان میدهند؟ چرا همیشه غم میخوریم؟ همیشه که نه" هر روز کم کم میخوریم؟ خیلی سخت است" خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ ان دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت اید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چی شد؟ دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین در پس ان کوی بن بست"در دل تو ارزو هست؟ کودک خوشحال دیروز"غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد" ارزوها رفته بر باد" باز باران باز باران میخورد بر بام خانه" بی بهانه " بی ترانه " شاید گم کرده خانه" رفته از یاد" باز باران منبع:www.tst-success.blogfa.com راهم به قبر و سنگِ گرانیت می رسه! هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط، به انتشاره شعله ی کبریت می رسه! دردم هزار ساله مثِ درده حافظه، درمونشم همونیه که کشفِ رازیه! نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده، به ساقیای ارمنیه پیر راضیه! وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه، تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم! راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من، با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم... هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب، که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه! یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش، درگیر یه گریزه بدونِ توقفه! فرقی نداره جاده ی چالوس و راهِ قم، من مستی ام که خوش داره رانندگی کنه! یه ماهی که تو آکواریوم زار می زنه، تا توی اشک های خودش زندگی کنه... باید تلوتلو بخوری این زمونه رو، وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی! تو مستی آدما دوباره مهربون می شن، حتا برادرای توی ایست بازرسی! می خندن و به دستِ تو دستبند می زنن، راهو برای بردن تو باز می کنن! تو دام مورچه ها به سلیمان بدل می شی، قالیچه ها بدون تو پرواز می کنن! بعدش یه خواب زیر پتوی پر از شپش، رو نیمکتِ پلاستیکیه یه کلانتری... اما چه فایده وقتی که فردا با یه لگد، تو دنیای جهنمیت از خواب می پری! این بار چندمه که به یه جرم مشترک، هشتاد تا ضربه پشتتو هاشور می زنه؟ برگرد خونه حتا اگه با خبر باشی، تنها دل خودت واسه تو شور می زنه... تو یه گلایلی و تو این سرزمین شوم، راهت به قبر و سنگِ گرانیت می رسه! هر روز به قتل می رسی و شعر تو فقط، به انتشاره شعله ی کبریت می رسه!
معلم دانش آموز را به پای تخته صدا زد تا انشایش را در مورد این که علم بهتر است یا ثروت بخواند،دانش آموز بدون دفتر آمد و درحالی که معلم اورا باشلاق میزد که چرادفتر نیاوردی، زیر لب گفت :آری ثروت بهتر است، چون اگه پول داشتم دفتری میخریدم و انشایی مینوشتم و اکنون کتک نمی خوردم...


من این همه درد رو نخواستم
وقتی لب رو لب هات گذاشتم گذاشتم
با تو تنها ترسی نداشتم
ترسم ترک رو از تو گذشتن , گذشتن
چون من همونی ام میگفتم
هیچ وقت نمیبینم بیفتم
گفتی توی شب هام تو با من تو آخر
شستی روح و دستام از عالم
من میشم عاشق ساده آخر
میشم خامت آره , آخر
بیا بالت وا شه وا شه با من
میشه دائم آره آخر
این آب اومد و هر چی که بود برد
من خواب جوونه ام از ریشه زود مرد , چه زود مرد
سایه چند ساله باهامه هر کام افکار خامه
تن داد از خواسته هام به همراه امواج آبش
همواره از راه ساحل دور تر انگار یک خوابه
رنگارنگ ولی یک سرابه با یک کام از دور آغاز پایان واسم بیداره بالا
بکش پودر از دماغت برو بالا
با یک قرص کامل حالا بیخواب تا صبح بیداره
صد سیگار شده سرفه کارش
هنو بیداره و بد خماره
یک چایی با یه قرص خواب که تا پایین بیاد این مرده ساکت
این روزگاره همه هم سنام میسوزن تو این کوره عاشقی
این روزگاره همه هم سنام میسوزن تو این کوره عاشق
من میشم عاشق ساده آخر
میشم خامت آره , آخر
بیا بالت وا شه وا شه با من
میشه دائم آره آخر
توی دامتم سال هاست توی رد پاهای گنگ عمرم من صابتم
گفتی ببین دنیا چه خوبه زنده است حتی رنگ غروبش , غروبش
ساقی توی شعر ها چه خوبه اینجا کارم قتل
عمومه هجومه تمومه
توی دامتم سال هاست توی رد پاهای گنگ عمرم من صابتم
من میشم عاشق ساده آخر
میشم خامت آره , آخر
بیا بالت وا شه وا شه با من
میشه دائم آره آخر...
هفت سین من تویی من فقط تورو میخوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچ چی نمیخواد
کاش یکی ما دوتا رو باهم آشتی میداد
شبِ عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطرِ قرآن داره
ببین امشب، قلبم مثله آینه روشنه
آینه ی زلال من دیدن عید منه
سال نو یعنی تو وقتی از در توو میای
نذر کردم، امشب سفره چیدم که بیای
شبِ عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطرِ قرآن داره
ببین امشب قلبم مثله آینه روشنه
آینه ی زلال من دیدن عیدِ منه
شادی از تقویمم بی تو رفت و بر نگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت...
دلت که می لرزید من با چشام دیدم
تو زل تابستون چقدر زمستونه
هوا گرفته نبود دلم گرفتاون شب
به مادرم گفتم هنوز بارونه ... هنوز بارونه
قطار رد شدو رفت مسافرا موندن
مسافرا که برن قطار میمونه
توبرف بارونی قطار قلب منه
قلب شکسته من توبرف مدفونه
دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم
غم توی خونه من هر شبومهمونه
امشب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم
بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم
یه شب که سردم بود به مادرم گفتم
هوا که سرد میشه یاد تو میفتم
طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
تو زل تابستون توکوچه برف نشست
مسافرا شعرن تو برف وبارونی
قطار قلب منه چشمتوپنجره هاش
پنجره ها بستن مسافرا خستن
ببار تا دم صبح به فکر هیچی نباش
دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
کاشکی یه روز صبح شه کاش فقط ای کاش
امشب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم
بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم...
| Design By : Mihantheme |



